یادداشت های من

کتاب پارسا



اگر فرصتی پیش میومد ، با بچّه ها قرار میذاشتیم و میرفتیم سراغش.
با حوصله و مهربون بود.
اهل کتاب رو دوست داشت.
خصوصاً اگر کم سن و سال بودن ،
کتاب شناس خوبی بود.
کتابفروشی کوچک و پر از کتاب او ، تابستون ها پاتوق من بود.
آزاد بودم به همه ی سوراخ سُنبه ها و قفسه ها ، سر بکشم.
اونجا ، حس و حال خوبی داشت.
در کنار ایشون به تو خوش میگذشت ،
خسته نمی شدی!!
از مهربونیش همین بس که هر وقت کتابی برای بچّه های کلاس می خواستم و به هر تعدادی ؛
اگر هم نداشت ، برام آماده می کرد.
هیچ وقت تقاضای پول نکرد و هر وقت پول کتاب ها رو می بردم با خوش رویی تعارف می کرد.
خوب بود ، خیلی خوب بود ...
خدا رحمتش کنه ؛
جاش در جمع ما خیلی خالیست .



آقای ابراهیمی و کتابفروشی پارسا
خاطره ی خوبی در عمق وجود همه ی ماست ...

منتشر شده در 06 خرداد 1398