نوشته های پایین صفحه

تکالیف تعطیلات غیرمنتظره (اسفند)

سلام پسرای شجاع کلاس من
به دلیل تعطیلی مدارس ؛ یک کارهایی رو باید در منزل انجام بدید که براتون در یادداشت زیر آورده ام.
البته به این نکات هم توجه داشته باشید:
ـ سعی کنید صبح ها رو تا دیر وقت نخوابید.
ـ صبحانه رو کامل میل کنید.
ـ در طول روز از خوردن میوه فراموش نکنید.
ـ از خوردن هله هوله در طول روز خودداری کنید.
ـ از رفت و آمدهای غیر ضروری به دلیل شیوع بیماری و همچنین آلودگی هوا ، حتماً خودداری کنید.
ـ موارد ایمنی بهداشتی رو هم فراموش نکنید.( در این مورد، در کلاس با هم صحبت کردیم.)
ـ بدن شما باید قوی باشد.

عصرانه های کاغذی خیلی خوشمزه ی شما :
برای دوشنبه ، سه شنبه ، چهارشنبه ـ پنجشنبه ـ جمعه و شنبه :
1 ـ مطالعه ی کتاب قصه و داستان (حداقل سه کتاب)
     این کتاب ها در برگه ی کتاب هفته در کلاس ثبت خواهد شد.
2 ـ طراحی چهار آزمون ریاضی ؛ هر روز یک آزمون 20 سؤالی (شامل 10 تمرین و 10 مسئله) با استفاده از کتاب کار ریاضی.
     به سؤالات آزمون های خود پاسخ دهید.
3 ـ تمرین واژگان صفحه 6 و 7 مربوط به امروز (یکشنبه) است و صفحه 8 و 9 و 10 برای این چند روز.
4 ـ طراحی یک آزمون 30 سؤالی همراه پاسخ با استفاده از کتاب کار علوم (از اول تا پایان درس خاک)
آزمون ها رو می توانید در برگه و یا در دفتر ریاضی و علوم بنویسید.

حالا بگید در شکل زیر چند مثلث وجود دارد:

جدول زیر را هم کامل کنید : ( چب به راست و بالا به پایین )

منتشر شده در 04 اسفند 1398

در مهمانی بررسی کتاب

جلسه بررسی کتابِ هفته ، بسیار گرم و پر محتوا بود.
این جلسه دو مهمان هم داشت.
پدرهای مهربان، که با حضور سرزده ی خود ، بچّه ها را خوشحال و شگفت زده کردند.
ممنون باباهای خوب ...







بچّه ها هر هفته ، مشخّصات یک جلد از کتاب هایی را که خوانده اند، در برگه ی مخصوص آن می نویسند.
ما هفته ای یک زنگ ، درباره ی این کتاب ها صحبت می کنیم.

منتشر شده در 12 بهمن 1398

درس ، کنار مامان

مامان آمده بودند ، آرشام را با خودشان ببرند.
قبلاً اعلام کرده بودم ، میان زنگ درس مراجعه نکنید. در این صورت تا زنگ تفریح ، باید منتظر بمانید.
نمی دانم چطور شد که معاونت محترم ، درِ کلاس را زدند و گفتند: « مامان آرشام آمده اند تا ... »
گونیا ها توزیع شده بود و ما در آن لحظه مشغول کار با گونیا بودیم.
به آقای معاون عزیز گفتم : « ببخشید باید صبر کنند ».
در یک لحظه به فکرم رسید ؛ چه خوب این مامان محترم در کنار کار من با بچّه ها ، حضور داشته باشند.
و مامان آمدند و تا پایان درس پیش ما بودند !!
متشکرم مامان خوب !



منتشر شده در 12 بهمن 1398

سرزده

مامان و بابا
سرزده اومدن
منو و بچّه ها غافلگیر شدیم !
اما وقتی مامان و بابا باشن ، غافلگیر شدن عالیه !!!
ما هم که همیشه آماده و سرمون درد میکنه برای دیدار عزیزانمون ...
ممنون به ما سر زدین مامان خوب و آقای دارابیان پدر دوست داشتنی !
لحظات پر برکتی کنارتون داشتیم ...



پسر کنار مامان و بابا ، آرامش الهی است.
الهی سالم و تندرست باشید مامان ها و باباها !



منتشر شده در 30 دی 1398

اومدن دایی و خوشحالی ما

قبلا درباره ی کلاس عجیب و غریب و آقای واعظی معلّم شگفت انگیزم با دایی صحبت کرده بودم ؛ 
از دایی درخواست کرده بودم ، هر وقت اومدن مشهد ، بیارمشون کلاس.
وقتی شنیدم که دایی از تهران میخوان بیان پیش ما ، خیلی خوشحال شدم .
هم این که چند روزی پیش ما هستن و هم این که می تونم کلاس و دوستان و از همه مهم تر ، آقای واعظی رو بهشون نشون بدم .
به آقامون هم گفتم ، خوشحال شدن و استقبال کردن و گفتن : "چه اتّفاق خوبی !!! "
می دونستم که نزدیکی های ظهر روز چهارشنبه میرسن مشهد ...
خیلی ذوق کردم وقتی کنار من و دوستانم بودن !
این خیلی مهم بود که ، اونا تازه از راه رسیده بودن ولی بلافاصله اومدن پیش ما !!
به نظرم خستگی راه از تنشون در اومد وقتی کارهای خارق العاده ی بچّه ها و کلاس شگفت انگیزمون رو دیدن.
خداییش دوستامم سنگ تموم گذاشتن و اتفاقات کلاس رو تمام و کمال برای دایی و خانم دایی شرح دادن.
در پایان ، با هم سرود خوندیم و مهمانان دوست داشتنی کلاسمون ، از ما کلّی تشکر کردن !
ممنون دایی جون
ممنون خانم دایی
                                 « از طرف سید شایان موسوی »







منتشر شده در 27 دی 1398