در اردوگاه چه کردیم؟

طبق برنامه ریزی قبلی ، روز شنبه 9 اردیبهشت به اتّفاق همه ی بچّه های مدرسه رفتیم اردو.
روز پنجشنبه برنامه های اردو را با بچّه ها مرور کردیم :
18 نفر کلاس ، به 4 گروه ، تقسیم شدند.
مسئولیت فعّالیت های هر گروه ، با اعضای گروه علمی کلاس بود.
علامت ما برای جمع شدن ، یک سوت مخصوص بود.
از پفک و چیپس و یا خرید در اردوگاه خبری نبود.
از تلفن همراه ، تبلت ، پلیرهای پخش و هنس فری و دوربین ، خبری نبود.
بچّه ها ، با لباس مناسب و یک دست لباس اضافه ، اسباب بازی های پیش بینی شده ، میوه ( سیب ، خیار ، موز ) ، یک بطری آب و میان وعده ی غذایی ( طبق برنامه ی صبحانه ی مدرسه ) آمدند.
من لوازم مورد نیاز دیگر را آماده کرده بودم.
یک چادر هم به عنوان رختکن با خود بردم که برای بچّه ها فوق العاده بود و خیلی ذوق کردند !!!


ورود ما به اردوگاه ساعت 9:30 صبح بود :


پس از استقرار در محلِّ مورد نظر ، همه با هم یک میان وعده ی دورهمی داشتیم.
جاتون خالی ، گفتیم و خندیدم. بعضی از بچّه ها هم یک شعر خواندند.
این برنامه 45 دقیقه طول کشید .


بعد از آن ، گروه ها ، برای بازی به مدت 45 دقیقه به زمین چمن رفتند.
تدارک یک مسابقه ی فوتبال را جناب مربی ورزش برای آن ها دیده بود.
بازی ایشان بیش از زمان تعیین شده ی من به طول انجامید که در اجرای برنامه های من به هم ریختگی ایجاد کرد.
هنگام مسابقه ی فوتبال ، من همراه علی و حسین یک گروه سه نفره ی بهداشت محیط تشکیل دادیم و رفتیم سراغ زباله هایی که ، در فضای اردوگاه ریخته بودند. در دقایق اولیه یک کیسه پر کردیم. ما از این موضوع خیلی رنج بردیم .
خدا را شکر کردیم که بچّه های کلاس ما شریک این کار زشت نبودند.


در پایان مسابقه ی فوتبال و برگشت بچّه ها به آلاچیق ، بچّه ها ، یک استراحت کوچولو کردند ، دور هم چای نوشیدیم و میوه نوش جان کردیم.
بعد از آن ، ( ساعت 12:30 ) کسانی که آمادگی داشتند ، برای برنامه نماز همراه من به نماز خانه آمدند.
قرار شد بعد از نماز ، همه دور هم جمع شویم و به سالن غذاخوری برویم.
بعد ازصرف نهار برنامه های متنوعی در آلاچیق با حضور همه ی بچّه ها اجرا شد :
برنامه ی خلاقیّت بچّه ها در قصّه گویی مشترک ، اجرای مسابقه ی پانتومیم بین گروه ها ، مسابقه ی پرتاب توپ در سبد و مسابقه ی پرتاب دارت .
چون قول آب بازی به بچّه ها داده بودم ساعت 2:30 عصر ( 1/5 ساعت بعد از نهار ) با مناسب بودن وضعیت هوا و اجازه ی آقای مدیر ، تعدادی از بچّه ها که آبپاش داشتند ، برنامه ی آب بازی را اجرا کردند و ما برنامه های خود را در آلاچیق ادامه دادیم.
به علّت طولانی شدن برنامه ی مربّی ورزش من نتوانستم برنامه ی گروه علمی کانگور ( قبل از نماز ) را اجرا کنم.
ما ساعت 3:15 عصر برای برگشت به سمت مدرسه آماده شدیم و ساعت 3:45 عصر ، برگشتیم.
این اوّلین اردوی برنامه ریزی شده از نظر بچّه های کلاس بود و به همه خوش گذشت.
در سال های گذشته ، آن ها هیچ وقت این چنین عمل نکرده بودند!!
از بیهوده گشتن و سر و کلّه ی هم زدن و یکسره خوردن و یا بازی کردن و خسته شدن ، خبری نبود.
ما در تمام لحظات کنار هم بودیم و از هم لذّت بردیم ،

منتشر شده در 10 اردیبهشت 1396 ساعت 19:37