آقا شیره در روز بدون کیف


این دوست من آقای کوروش عرفانی است.
پسر آروم ، با محبت و درسخون کلاس.
امروز بدون کیف اومده !!!
ـ چرا ؟!!
ـ برای این که امروز ، روز بدون کیف کلاس بود !!!
کوروش فقط با یک کیف کمری آقا شیره اومده بود.
ـ پس چرا تو گردنشه ؟!
کوروش می گه ؛ آقا شیره نمی تونه تو کمرم وایسته ؛ چون من بزرگ شدم و بند ِآقا شیره بسته نمیشه.
ـ چقدر زود بزرگ شدی پسر !!
ـ الهی زنده و سلامت باشی ، هم تو ؛ هم ؛ همه ی بچّه ها ...
.........................................................................................
امروز بچّه ها فقط با کمی چاشت و بطری آبشون اومده بودن.
و فهمیدن که بدون کیف و کتاب هم میشه درس خوند و چیزی یاد گرفت!
پسرا ، تجربه کردن که ساعات درسی وابسته به کتاب درسی نیست .
اونا امروز ، برنامه ی درسی شون رو کامل انجام دادن.

منتشر شده در 12 آذر 1397 ساعت 19:02