گفتم : بهار؛ خندید


گفتم : جوانه ، خندید ! 
گفتم : بهار ، خندید ! 
گفتم که باغ دارد نقش و نگار ، خندید ! 
گفتم : شکوفه خندید
گفتم : بنفشه رویید  
به به چه بوی خوبی !
خندید و باز خندید
گفتم که خنده خوب است 
امّا جواب من نیست
حرف من از بهار است 
خندیدن تو از چیست ؟
خندید و گفت : این فصل 
با خنده کار دارد     
لبخندهای من هم  
بوی بهار دارد ! 

« مصطفی رحماندوست »  

منتشر شده در 26 اسفند 1397 ساعت 23:11