آرشیو نوشته ها

علی و داداش کلاس اوّلی


این پسرهای گل ، برادرهای پر انرژی و بازیگوش ، امروز همراه مامان اومدن دیدن آقا معلّم ؛
سمت راست آقا محمّد و سمت چپ، علی آقا.
علی آقا دوست کلاس پنجمی ماست و آقا محمّد کلاس اوّل رو تموم کرده.
این دو تا داداش در دو مدرسه ی جداگانه درس می خونن.
البته علی پیش داداش بوده ولی به خاطر این که پیش من باشه به اتّفاق تعدادی از دوستان دیگه، از سال قبل مدرسه رو عوض کرده.
علی تابستان پر کاری داره.
ایشون در مرکز فرهنگی مسجد النّبی (ص) کلاس های علمی و ورزشی و ... رو پیگیری می کنه و هر هفته هم جمعه ها اردو میره.
علی بوی خوش بچّه های مسجد رو می داد.
دفتر کار تابستان علی هم خیلی تمیز و مرتّب بود.
ما چه دوستان خوبی داریم ؛ خوش به حالمون و خدا رو شکر بسیار ...

منتشر شده در 27 تیر 1395

رضایت مامان

سه شنبه ی هفته ی گذشته، دوستمان آقای امیر محمّد همراه مامان محترمشون برای بررسی فعّالیت های تابستانی، پیش من اومدن.
امیر محمّد، پیشرفت های بسیار خوبی در کارهایش داشته است به طوری که مامان رو خیلی ذوق زده و راضی کرده بود.
رضایت مامان و بابا خیلی خوبه چون اونا همیشه خوبی ها رو برای ما می خوان!
رضایت مامان و بابا، خشنودی خداست!
آفرین آقای لعل بقایی، پسر پر تلاش من! من هم از شما راضی هستم و برایت دعا می کنم.

منتشر شده در 17 تیر 1395

امیر حسین و چراغ جادو

امیرحسین و چراغ جاده، داستان پسری 14 ساله ای است که چراغی جادویی پیدا می کند و بعد ازمدّتی به وجود بچّه غولی در آن پی می برد. امیرحسین می خواهد بدون هیچ تلاشی به آرزوهای خود برسد امّا بچّه غول با رفتارو عمل خود به او نشان می دهد که خواسته اش منطقی نیست و برای رسیدن به آرزوها باید تلاش کرد.

این رمان نوجوان ، اثر آقای « حسن بیگی » است که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آن را منتشر کرده است.

منتشر شده در 13 تیر 1395

دست پر اومدم

این آقا معرّف حضورتون هست ؟

بله ؛ آقای سیّد محمّد امین تبادکانی
دوست خوب همه ی ما !
دلتنگ شده بودن و لطف کردن اومدن دیدن من .
منو هم از دلتنگی خودشون در آوردن .
البته دست خالی نیومدن ؛ کارهای تابستانی و کلّی کتاب های خوندنی همراهشون بود .
فعّالیت های تابستانی رو هم خیلی خوب پیگیری کرده بودن .
و باز هم البته که تنها نیومدن ...
فاطمه خانم ، خواهر کوچولوی ناز به اتّفاق مامان محترم ، همراهی کرده بودن .
متشکرم از مامان و فاطمه کوچولو که اومدن !


قراره چند تا از دوستان خوب دیگه رو هم تو این هفته ببینم .
بچّه ها ، من خیلی خوشحالم که شما عزیزان رو دارم .

منتشر شده در 07 تیر 1395