آرشیو نوشته ها

زنگ سیب

امسال مثل سال گذشته ، بچّه ها روزهای دوشنبه کنار چاشت روزانه ی خود ، یک عدد سیب ، می آورند و ساعت 10 صبح همه با هم سیب می خوریم .
بعضی از بچّه ها چند تا سیب با خود می آورند تا اگر کسی فراموش کرده بود ، دوست خود را مهمان کنند .
ما فقط 8 دقیقه فرصت داریم تا در کنار هم لحظات شاد سلامتی درست کنیم .

دوشنبه ی این هفته یاسین یک سیب خیلی بزرگ با خودش آورده بود .

یاسین می گفت : من این سیب رو از خونه ی مادر بزرگ آوردم .
یاسین سیب خود را با دوستانش نوش جان کرد .

سبد سیب پدر بزرگ عرفان هم پر از مهربانی بود .
متشکرم از پدر بزرگ و مادر بزرگ دوست داشتنی .



منتشر شده در 28 مهر 1395

ماجرای کمبود جا برای کتاب ها

این کتابخانه ی کلاس ماست !

بچّه های کلاس ، به مطالعه ی کتاب علاقه ی زیادی دارند .
ما در کلاس جای زیادی برای انجام برخی از فعّالیت ها و قرار دادن وسایل نداریم .
امّا بچّه ها دوست دارند کتاب هایی را که مطالعه می کنند در دسترس داشته باشند .
حالا کتاب های ما بعد از سه هفته زیاد شده اند و ما دچار کمبود جا هستیم .
با هم فکر کردیم تا یک جای مناسب دیگر در کلاس خود پیدا کنیم .
فکر می کنید کجای کلاس ؟
ببینید ؟!!!


بله پهلوی میز من !!!
وای چه جایی !!
ما باید از سانتیمتر فضای کلاسمان بهرمند شویم .
ما به کمک هم بهترین جا را انتخاب کردیم و بعد از طراحی آن را اجرا نمودیم .


متشکرم بچّه ها !!!

منتشر شده در 28 مهر 1395

استاد عشق

خانم و آقا بودن آسان نیست . سابقه ی تربیت و نجابت باید فراهم باشد . ایمان و اعتقاد از ارکان خانم و آقا بودن است . اگر خانم و آقایی به این مرتبه برسند می دانند که چه کارهایی باید انجام دهند و چه کارهایی نباید انجام دهند . خانم و آقا هیچ گاه دروغ نمی گویند و در نشست و برخاست و خیلی از مسائل اجتماعی آداب لازم را رعایت می کنند ...
این بخشی از صحبت ها و نظرات جناب دکترحسابی است .

  

کتاب استاد عشق ،نگاهی به زندگی و تلاش های پروفسور سیّد محمود حسابی پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران را دارد که به همّت آقای ایرج حسابی فرزند بزرگوار ایشان نگارش شده است .
لذّت مطالعه و درس آموزی این کتاب آن قدر زیاد است که موجب شده تا من چندین بار به آن مراجعه کنم و هر نوبت انرژی زیادی از آن بگیرم . 

منتشر شده در 22 مهر 1395

جعبه ی لایتنر

امروز سیّد حسام الدّین از یک روش یادگیری برای بچّه ها صحبت کرد .
او از این روش برای یادگیری واژه ها استفاده کرده بود .

منتشر شده در 13 مهر 1395

رفتیم دوچرخه سواری

وقتی قول می دهی ، حتماً باید سر قول خود باشی ...
و من پایان سال تحصیلی گذشته ، قول داده بودم که با دو تا از پسرای گلم ، بریم دوچرخه سواری !
خدا رو شکر ؛ امروز تونستم به قولم برسم .
ساعت شش صبح جمعه ، سه تایی سرحال و شاداب رکاب زدیم و رکاب زدیم ...
به ما خیلی خوش گذشت .

منتشر شده در 02 مهر 1395