آرشیو نوشته ها

نتایج آزمون 3 اندیشمند 95/96

بررسی نتایج آزمون مرحله ی سه اندیشمند نشان می دهد که بچّه ها در رقابت های علمی خود هم چنان در تلاشند تا بتوانند رتبه های خوبی را کسب کنند .
کلاس ما در این آزمون توانست رتبه ی 6 کشوری را در میان 9253 شرکت کننده ، به دست آورد و این در حالی است که هنوز نیاز به برنامه ریزی و تلاش برای بالا بردن کیفیت مطالعات و یادگیری بچّه ها وجود دارد .
لازم به یادآوری است تعداد شرکت کننده کشوری در آزمون مرحله ی دوم  7612 نفر بود که در این آزمون به 9253 نفر رسیده است .
13 نفر از 20 نفر کلاس با تراز بالای 7000 رتبه ی خود را ثبت کردند ، که نشان می دهد بچّه ها توانسته اند بیش از %70 سؤالات را پاسخ دهند .

ارزیابی عملکرد دانش آموزان کلاس در هر یک از دروس آزمون :
فارسی :       خیلی خوب = 17 نفر             خوب = 3 نفر
اجتماعی :     خیلی خوب = 19 نفر             خوب = 1
علوم :          خیلی خوب = 14 نفر             خوب = 6 نفر
ریاضی :       خیلی خوب = 13 نفر             خوب = 7 نفر
ارزیابی کلّی کلاس از دیدگاه اندیشمند :
خیلی خوب = 16 نفر ( %80 )      خوب = 4 نفر ( %20 )    

از تلاش بچّه ها برای بالا بردن سطوح علمی خود و رقابت های سازنده ی درسی متشکرم .
رتبه ها به ترتیب بالاترین تراز :
1 ـ عرفان حریمی : تراز 9292 نفر 8 کشور
2 ـ سید میلاد حسینی : تراز 8837
3 ـ رضا جعفری : تراز  8807
4 ـ سلمان خدنگی : تراز 8565
5 ـ امیر محمد لعل بقایی : تراز 8229
6 ـ علی هژبر کلالی : تراز 8042
7 ـ یاسین نوایی : تراز 7889
8 ـ سید پارسا کاظمی : تراز 7841
9 ـ حسین فیروز بخت : تراز 7733
10 ـ کیان ذوالفقاری : تراز 7479
11 ـ معین مهر پویان : تراز 7328
12 ـ محمد رضا عزیز آبادی : تراز 7015
13 ـ سید محمد امین تبادکانی : تراز 7003
قرار ما با هم این است ؛ فرصت های خود را از دست ندهیم و کلیّه ی فعّالیت های خود را جدّی بگیریم .

منتشر شده در 27 دی 1395

پدربزرگ من

بچّه ها من امروز می خوام درباره ی پدربزرگم با شما صحبت کنم .
عینک و قبله نما و ذره بین ایشون رو هم با خودم آورم .

من یک پدر بزرگ خیلی مهربون دارم که خیلی دوستشون دارم . پدربزرگ هم منو خیلی دوست دارن ، با هم دیگه می ریم بیرون یک موقع هایی هم واسم چیزی می گیرن .
پدر بزرگم قبلاً در بازار رضا یک مغازه ای داشتن که لوازم مختلفی می فروختن مثل دوربین شکاری ، تفنگ شکاری ، لیزر ، چراغ قوّه ، ذره بین ، همه چی داشتن .
پدربزرگم به خاطر مریضی دایی و مادرشون مغازه رو دادن اجاره و الآن هر روز به مادرشون سر می زنن . من از ایشون الگو گرفتم که وقتی پدر و مادرم پیر شدن من هم بهشون سر بزنم و از اونا مراقبت کنم .
پدربزرگم دو تا فرزند دارن یک پسر و یک دختر . دخترشون مادرم هستن و پسرشون هم دایی منه ؛ یک دونه نوه دارن که اونم منم .
پدر بزرگ من 58 سالشونه و این هم عینک و قبله نما و ذره بین پدر بزرگ منه .
عینک پدربزرگ به من میاد ؛ نه ؟



منتشر شده در 26 دی 1395

حضور کارشناس گرو های آموزشی

بچّه ها یه مسئله می گم و شما اونو از راه های مختلف حل کنید .
این جمله ی آقای کارشناس گروه های آموزشی اداره بود که به کلاس ما اومده بود .
بچّه ها بلافاصله تخته های کارشون رو در آوردن .
در یک لحظه ی کوتاه چندین راهکار ارائه کردن که برای آقای کارشناس جالب بود .
در ادامه ، آقای کارشناس تاًکید داشت ، امسال شما بچّه ها ، اولین گروه ریاضیات جدید هستید و این شانس خوبی برای سال آینده ی شماست!


پایان کار ، همخوانی صلوات زیبایی بود که بچّه ها بدرقه راه ایشون کردن .

منتشر شده در 26 دی 1395

جای راحت تر

حسام االدّین ، گاهی از نشستن روی نیمکت خسته می شه و من جای بهتری برای راحتی اون در کلاس ندارم .
امّا حسام در چنین شرایطی اجازه داره هر جا که راحت تره از کلاس استفاده کنه .
بعضی از وقت ها ، بچّه ها با استفاده از کارت عبور ، اجازه دارن برای مدتّ کوتاهی کلاس رو ترک کنن !
حسام تا کنون سه بار از این کارت استفاده کرده !

منتشر شده در 17 دی 1395