آرشیو نوشته ها

انجمن همکاری کلاس


من و بچّه ها، همکاری زیادی با هم داریم .
بچّه های سال گذشته ثابت کردند که می توانند خودشان کلاس را اداره کنند .
و این یکی از شگفتی های ما با هم بود .
بچّه ها سعی می کنند مسئولیت های خود را بشناسند و به درستی از عهده ی آن برآیند .
امسال هم ( سال تحصیلی 96/97 ) انجمن همکاری کلاس فعّال است.
انجمن همکاری کلاس :
گروه بهداشت ( دو نفر )
گروه راهنما ی درسی ( سه نفر )
جدول 100 ( یک نفر )
کارت تنظیم برنامه ( یک نفر )
امور کتابخانه ی کلاس ( یک نفر )
توزیع ( یک نفر )
رایانه ( یک نفر )
استقبال از مهمانان ( یک نفر )
امور مالی ( یک نفر )
امور غایبین ( یک نفر )
بررسی تمرین املا ( یک نفر )
ما برای یکدیگر ، ارزش زیادی قایل هستیم .

منتشر شده در 25 مرداد 1396

بچّه ها آمدند ولی ...

دیروز بچّه ها آمدند ،
امّا خیلی بزرگ شده بودند !!
11 سال گذشته است !!
آمدند و خاطرات زیبا و شیرین دوران کودکی و کنار هم بودن را
دوباره مرور کردیم ...
چه لحظات نابی
الهی عاقبت تون خیر باشه ، عزیزان من ...



منتشر شده در 24 مرداد 1396

گوشی درک احساس


من می خواهم در آینده که بزرگ شدم گوشی درک احساس را بسازم . استفاده از این وسیله به این صورت است : 
شما یا دوستتان یا خواهر و یا خیلی از کسان دیگر ؛ این گوشی را در گوش خود می گذارند و احساس طرف مقابلشان را درک می کنند .
مثلاً شمـا با دوستتان در حـال صحبت کردن هستید ، او گوشی درک احـساس را در گوشش می گذارد و احساس شما را درک می کند ،‌ یعنی اگر دروغ می گویید ، می فهمد ، اگر راست می گویید ، می فهمد ، اگر خوشحالید ، می فهمد ، اگر ناراحت هستید ، می فهمد و از همه مهم تر اگر می خواهید ناراحتی خود را بیـان کنیــد و خجـالت می کشید ، او می فـهمد و شمـا را دل داری می دهد .
نمی خواهم از دستگاه خودم تعریف کنم ، امّا بر اساس ذهنم می فهمم که این دستگاه افسردگی را در کشور بسیار کم می کند و شاید بتواند دروغ را از بین ببرد و شاید بعضی از معلّم ها ، که بعضی از اوقات در مورد دانش آموزش اشتباه می کند ، به اشتباهش پی ببرد .
                                                                «حسین کیانی»

منتشر شده در 24 مرداد 1396

بنیامین و شستن ظروف

بچّه ها این آقا رو می شناسید ؟


دوستمون بنیامین است .
ظاهراً از ایشون خبری نیست ، ولی حسابی پیگیر کارها و فعّالیت ها هستند !
بنیامین ، مثل همه ی شما مسئولیت های خودشو می دونه و سعی می کنه به خوبی از عهده ی آن ها بربیاد.
او می دونه که علاوه بر مطالعه و درس در کنار مامان و بابا ، کمکشون کنه !
بچّه ها ؛ ما باید مراقب مسئولیت هامون در زندگی باشیم .
آفرین به همه ی ما که فرصت هامون رو از دست نمی دیم .
موفق باشید پسرا ...

منتشر شده در 22 مرداد 1396

راز موفّقیت کشاورز


یکی از کشاورزان همواره در مسابقات ، جایزه ی بهترین غلّه را به دست می آورد و به عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود .
همکارانش علاقه مند شدند که سر از کار او در آورند و راز موفّقیّتش را بدانند . به همین سبب او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند .
پس از مدّتی جست و جو ، سر انجام به نکته ی عجیب و جالبی برخوردند .
این کشاورز پس از هر نوبت کشت ، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می داد و آن ها را از این نظر تامین می کرد .
بنابراین همسایگان او طبعاً بایستی برنده ی مسابقات می شدند نه خود او !
کنجکاوی بیشتر شد و کوشش علاقه مندان به کشف این موضوع که با تعجّب نیز آمیخته شده بود ، به جایی نرسید .
سرانجام تصمیم گرفتند که از خودش بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند . کشاورز هوشیار و دانا در پاسخ همکارانش گفت :
« چون جریان باد ذرّات بارور کننده ی غلّات را از یک مزرعه به مزرعه ی دیگر می برد ، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می دهم تا باد ذرّات بارور کننده ی نامرغوب را از مزارع آن ها به زمین من نیاورد و کیفیّت محصولات مرا خراب نکند . »
همین تشخیص صحیح و درست کشاورز ، توفیق کامیابی در مسابقات بهترین غلّه را برایش به ارمغان می آورد .

منتشر شده در 22 مرداد 1396